غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

58

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

گفت : اى پادشاه خواب تو براى بدخواهانت باد و تعبيرش به زيان دشمنانت . اما آن درخت كه آن را بدين اوصاف جليل ستودى تو خود هستى ، كه چنان عزتى يافته‌اى كه گويى سرت به آسمان مىسايد . اما آن فرشته مقدس كه ديدى و آن سخنان كه گفت دليل بر آن است كه مردم تو را از ميان خود بيرون مىرانند و تو با وحوش صحرا خواهى زيست و چون گاوان علف خواهى چريد و آسمان بر تو باران خواهد باريد تا هفت سال بر تو بگذرد . سپس عقلت باز جاى خواهد آمد و ديگر بار بر تخت پادشاهىات حكم خواهى راند . پس خطاهاى خويش را با صدقات كفاره ده و گناهانت را با ترحم بر ناتوانان محو كن تا از لغزشها در امان مانى . پس از يك سال ، بختنصر ديد كه گردن همه مردم روى زمين در چنبر طاعت اوست و پادشاهان روى زمين سر بر خط فرمانش نهاده‌اند و همه از هيبت او خائف شده‌اند بار ديگر هواى طغيان در سرش افتاد . در اين حال صداى هاتفى شنيد كه مىگفت : اى بختنصر روى سخن با توست . كشورت تو را بيرون افكند . اينك مردم به خلاف تو بر پاى خواهند خواست . از آن پس سخن بر او تمام شد . مردم بيرونش راندند و او چون گاو به خوردن علف پرداخت . و موهايش دراز شد و ناخنهايش چون چنگال درندگان گرديد ، تا هفت سال سپرى شد ، و بار ديگر عقلش باز جاى آمد . سردارانش از پى او رفتند و او را بر تخت پادشاهىاش جاى دادند . بختنصر از آن پس از توان و شوكتى عظيم‌تر برخوردار شد . پس خداى را سپاس گفت و دانست كه قدرت اوست كه به هر كه خواهد سرورى دهد و گاه آن را به فروترين مردمان ارزانى دارد . در كتابى كهنه ، به زبان سريانى از مؤلفى مجهول يافتم كه اتولوكوس « 139 » مهندس يونانى در زمان بختنصر مردى مشهور بوده است . از كتب او كه امروز موجود است يكى كتاب الكرة المتحركة است كه كِندى آن را تصحيح كرده است ، و ديگر كتاب الطلوع و الغروب در سه مقاله . تئودوسيوس « 140 » ندانستيم دقيقاً در چه زمانى بوده است . او نيز از حكماى مشهور يونان است و داراى تصانيفى نيكوست . كتاب الاكر او ، ميان كتابهايى كه در حد فاصل بين مجسطى و كتاب اقليدس قرار دارند ، بهترين است .